آموزشگاه زبان روژین ایلیا
آدرس ها:

شعبه پسران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی، جنب بانک صادرات، پلاک 161

شعبه دختران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهید به خیال، پلاک ۱۲

شعبه مهد زبان و پیش دبستانی: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی ، جنب بانک مسکن، جنب خانه بازی شهر سلطان، پلاک ۲۲۰

تلفن های تماس:

021-66213030

021-66229000

021-66211000

لغات

تفاوت های نوشتاری در املای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی: American English And British English Spelling Differences In Writing:i تفاوت های نوشتاری در املای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی: زبان انگلیسی که در بریتانیا و آمریکا صحبت می شود بسیار شبیه به هم

تفاوت بین Hear و Listen در چیست؟ :Hear وقتی چیزی رو می شنویم بهش دقت نمی کنیم که دقیقا چیه. اینجاست که از فعل hear استفاده می کنیم.مثال: .I heard a knock at the door من صدای در زدن شنیدم. .I suddenly heard a loud

تفاوت wish و hope شاید واسه شما هم تفاوت این دو سوال باشه ولی با یک توضیح ساده کاملا تفاوت آنها را درک می کنید. از hope وقتی استفاده می کنیم که انجام عمل یا کاری غیر ممکن نیست یا در گذشته

کلمات متشابه:  :Homony لیست تعدادی از کلمات متشابه پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی:  meaning word   meaning word  معنی  کلمه  معنی  کلمه  وفق دادن/ ماهر، استاد adapt/adept  قبول کردن، به فرزندی قبول کردن  adopt اثر  effect  اثر کردن، متأثر کردن  affect خیال بیهوده، اشتباه بینایی  illusion  اشاره، کنایه  allusion عجیب و غریب، مسخره  entic  کهنه، باستانی  antique عکس، متضاد opposite  مناسب، بجا apposite تکیۀ صدا accent  صعود ascent کوشش، مقاله essay سنجش assay به وسیلۀ/فرعی by/bye  خریدن buy افسار،

کلمات مترادف و متضاد Synonyms and Antonyms لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه خشنود content envious حسود  jealous جدا شدن  part  unite پیوستن  join  غم sorrow gladness  شعف joy   جدایی separation joint  اتصال junction  عیب گرفتن censure defend  تصدیق کردن justify  کند blunt sharp  تند و تیز keen  دور انداختن discard hold  نگه داشتن keep  سخت دل hard benevolent  مهربان kind باز کردن untie tie  گره زدن knot  نادانی ignorance information  دانش knowledge  استراحت rest work  کار labor  مالک بودن have want  فاقد بودن  lack  کوچک small big  بزرگ large  اولین first final  آخرین last  زود early tardy  دیر late  جابه جا remove put  قرار دادن lay  ساعی industrious sluggish  تنبل lazy  منحرف کردن misguide guide  رهبری کردن lead فرعی  subordinate  director  رهبر leader  نادان ignorant literate  با سواد learned  بزرگترین greatest smallest  کمترین least  رسیدن arrive quit  ترک