تفاوت کلمات مشابه
تفاوت بین wake و waken تفاوت بین wake و waken Wake فعلی است به معنای بیدار شدن یا کسی را از خواب بیدار کردن. مخصوصا اگر با up همراه باشد. برای مثال: = I woke him up at 6.00. من او را ساعت 6
انواع کلمات در زبان انگلیسی (جلسه اول)
انواع کلمات در زبان انگلیسی در دستور زبان انگلیسی هشت نوع کلمه وجود دارد: 1- اسم (Noun). مثال: Ali - book - lion - umbrella 2- صفت (Adjective) مثال: large – good – hot - beautiful 3- ضمير (Pronoun) مثال: him – them –
کلمات مترادف و متضاد
کلمات مترادف و متضاد: :Synonyms and Antonyms لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه خشنود content envious حسود jealous جدا شدن part unite پیوستن join غم sorrow gladness شعف joy جدایی separation joint اتصال junction عیب گرفتن censure defend تصدیق کردن justify کند blunt sharp تند و تیز keen دور انداختن discard hold نگه داشتن keep سخت دل hard benevolent مهربان kind باز کردن untie tie گره زدن knot نادانی ignorance information دانش knowledge استراحت rest work کار labor مالک بودن have want فاقد بودن lack کوچک small big بزرگ large اولین first final آخرین last زود early tardy دیر late جابه جا remove put قرار دادن lay ساعی industrious sluggish تنبل lazy منحرف کردن misguide guide رهبری کردن lead فرعی subordinate director رهبر leader نادان ignorant literate با
اصطلاحات فوتبالی
♦️اصطلاحات ولغات مورداستفاده درفوتبال ▪️Advantage ▫️آوانتاژ ▪️Armlet ▫️بازوبند ▪️Fair play ▫️بازی جوانمردانه ▪️Going/turning play ▫️بازی رفت/برگشت ▪️Throw-in ▫️پرتاپ اوت ▪️Simulate ▫️شبیه سازی ▪️Substitute ▫️تعویض کردن ▪️Tackle ▫️تکل ▪️Charge ▫️تنه زدن ▪️Net ▫️تور ▪️Referee ▫️داور ▪️Drop ball ▫️دراپ بال ▪️Dribble ▫️دریبل ▪️Post ▫️دیرک عمودی ▪️Crossbar ▫️دیرک افقی ▪️Pitch ▫️زمین فوتبال ▪️Captain ▫️کاپیتان ▪️Head coach/manager. ▫️سرمربی ▪️Free kick ▫️ضربه ازاد ▪️Kick off ▫️ضربه شروع بازی ▪️Penalty kick ▫️ضربه پنالتی ▪️Corner kick ▫️ضربه کرنر ▪️Goal kick ▫️ضربه دروازه ▪️Counter attack ▫️ضد حمله ▪️Cross ▫️سانتر کردن ▪️Red/yellow card. ▫️کارت قرمز/زرد ▪️Score a goal ▫️گل زدن ▪️Disallowed goal. ▫️گل مردود ▪️Penalty spot ▫️نقطه
کلمات متشابه
مناسب eligible مهاجر، غریب immigrant مهاجر، کوچ کننده emigrant مشرف، نزدیک imminent بلند، والامقام eminent تهاجم irruption انفجار و فوران eruption غذا fare زیبا، بازار مکاره fair در، دروازه gate طرز راه رفتن gait زندان gaol مقصود، دروازه (بازی) goal گروه، جماعت horde اندوخته، ذخیره hoard تمام و کلیه whole سوراخ hole درشکه hansom خوش تیپ handsome گوزن نر hart قلب، دل heart فاقد شرایط لازم ineligible ناخوانا illegible صاف و ساده، رک گو ingenuous باهوش، کاردان ingenious چنگ، بربط lyre دروغگو liar کاهش دادن lessen درس lesson سیما، قیافه mien پست، ناچیز mean فطرت، خمیره، غیرت mettle فلز metal کان کن، معدنچی miner پایین مقام minor پیچیده، گره دار knotty شیطان،