آموزشگاه زبان روژین ایلیا
آدرس ها:

شعبه پسران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی، جنب بانک صادرات، پلاک 161

شعبه دختران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهید به خیال، پلاک ۱۲

شعبه مهد زبان و پیش دبستانی: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی ، جنب بانک مسکن، جنب خانه بازی شهر سلطان، پلاک ۲۲۰

تلفن های تماس:

021-66213030

021-66229000

021-66211000

لغات

تفاوت بین wake و waken تفاوت بین wake و waken Wake  فعلی است به معنای بیدار شدن یا کسی را از خواب بیدار کردن. مخصوصا اگر با up  همراه باشد. برای مثال: =       I woke him up at 6.00. من او را ساعت 6

انواع کلمات در زبان انگلیسی در دستور زبان انگلیسی هشت نوع کلمه وجود دارد: 1- اسم (Noun). مثال: Ali - book - lion - umbrella 2- صفت (Adjective) مثال: large – good – hot - beautiful 3- ضمير (Pronoun) مثال: him – them –

کلمات مترادف و متضاد:  :Synonyms and Antonyms لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه خشنود content envious حسود  jealous جدا شدن  part  unite پیوستن  join  غم sorrow gladness  شعف joy   جدایی separation joint  اتصال junction  عیب گرفتن censure defend  تصدیق کردن justify  کند blunt sharp  تند و تیز keen  دور انداختن discard hold  نگه داشتن keep  سخت دل hard benevolent  مهربان kind باز کردن untie tie  گره زدن knot  نادانی ignorance information  دانش knowledge  استراحت rest work  کار labor  مالک بودن have want  فاقد بودن  lack  کوچک small big  بزرگ large  اولین first final  آخرین last  زود early tardy  دیر late  جابه جا remove put  قرار دادن lay  ساعی industrious sluggish  تنبل lazy  منحرف کردن misguide guide  رهبری کردن lead فرعی  subordinate  director  رهبر leader  نادان ignorant literate  با

♦️اصطلاحات ولغات مورداستفاده درفوتبال ▪️Advantage ▫️آوانتاژ ▪️Armlet ▫️بازوبند ▪️Fair play ▫️بازی جوانمردانه ▪️Going/turning play ▫️بازی رفت/برگشت ▪️Throw-in ▫️پرتاپ اوت ▪️Simulate ▫️شبیه سازی ▪️Substitute ▫️تعویض کردن ▪️Tackle ▫️تکل ▪️Charge ▫️تنه زدن ▪️Net ▫️تور ▪️Referee ▫️داور ▪️Drop ball ▫️دراپ بال ▪️Dribble ▫️دریبل ▪️Post ▫️دیرک عمودی ▪️Crossbar ▫️دیرک افقی ▪️Pitch ▫️زمین فوتبال ▪️Captain ▫️کاپیتان ▪️Head coach/manager. ▫️سرمربی ▪️Free kick ▫️ضربه ازاد ▪️Kick off ▫️ضربه شروع بازی ▪️Penalty kick ▫️ضربه پنالتی ▪️Corner kick ▫️ضربه کرنر ▪️Goal kick ▫️ضربه دروازه ▪️Counter attack ▫️ضد حمله ▪️Cross ▫️سانتر کردن ▪️Red/yellow card. ▫️کارت قرمز/زرد ▪️Score a goal ▫️گل زدن ▪️Disallowed goal. ▫️گل مردود ▪️Penalty spot ▫️نقطه

مناسب  eligible مهاجر، غریب  immigrant  مهاجر، کوچ کننده  emigrant مشرف، نزدیک imminent بلند، والامقام eminent تهاجم irruption انفجار و فوران eruption  غذا  fare  زیبا، بازار مکاره  fair  در، دروازه  gate طرز راه رفتن  gait زندان gaol مقصود، دروازه (بازی) goal گروه، جماعت horde اندوخته، ذخیره hoard تمام و کلیه whole سوراخ hole درشکه hansom خوش تیپ handsome گوزن نر hart قلب، دل heart فاقد شرایط لازم  ineligible  ناخوانا  illegible صاف و ساده، رک گو  ingenuous  باهوش، کاردان  ingenious چنگ، بربط lyre دروغگو liar کاهش دادن lessen درس lesson سیما، قیافه mien پست، ناچیز mean فطرت، خمیره، غیرت mettle فلز metal کان کن، معدنچی miner پایین مقام minor  پیچیده، گره دار  knotty  شیطان،