پیشوندهای زبان انگلیسی (جلسه دوم)
داخل شدن enter داخلی، درون en حذف کردن eliminate دور، خارج e نتیجه، اثر effect دور، خارج ef خارق العاده extraordinary زیاد، مافوق extra اختراع کردن invent دور، داخل، روی in مبادله کردن interchange داخل، پایین inter وارد کردن import داخل، پایین im آبیاری کردن irrigate داخل، درون ir غیر رسمی informal بدون، (مفهوم منفی) in نامشروع، قاچاق illicit بدون، (مفهوم منفی) il نادان ignorant بدون، (مفهوم منفی) ig نااشایست improper بدون، (مفهوم منفی) im نامنظم، بی قاعده irregular بدون، (مفهوم منفی) ir بد شکل، بد خواه malformed / malevolent بد، زشت mal/male بد فهمیدن misunderstand بد، زشت،
کلمات متشابه (قسمت اول)
کلمات متشابه: :Homonyms کلمات متشابه: لیست تعدادی از کلمات متشابه پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning word meaning word معنی کلمه معنی کلمه وفق دادن/ ماهر، استاد adapt/adept قبول کردن، به فرزندی قبول کردن adopt اثر effect اثر کردن، متأثر کردن affect خیال بیهوده، اشتباه بینایی illusion اشاره، کنایه allusion عجیب و غریب، مسخره entic کهنه، باستانی antique عکس، متضاد opposite مناسب، بجا apposite تکیۀ صدا accent صعود ascent کوشش، مقاله essay سنجش assay به
کلمات مترادف و متضاد (G&I)
کلمات مترادف و متضاد: :Synonyms and Antonyms لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه غم sorrow joy شادی، شعف gaiety از دست دادن lose get به دست آوردن gain متفرق ساختن disperse assemble جمع کردن gather غمناک sad happy خوشحال gay پست mean bountiful سخاوتمند generous خشن rough tender آرام gentle پسر boy maid دختر girl پس گرفتن withhold grant دادن give متأسف sorry delighted خوشحال glad روشنی brightness darkness تیرگی gloom بد bad virtuous خوب good ناسپاس thankless thankful سپاسگذار grateful کوچک small big بزرگ great خداحافظی farewell welcome سلام greeting شادی joy regret غم grief کاهش decline increase رشد growth پا foot palm دست hand زشت ugly fair خوش تیپ handsome غم sorrow joy شادی happiness آسان easy difficult سخت hard بی ضرر harmless hurtful مضر harmful تأخیر delay hurry عجله haste دوست داشتن love dislike متنفر بودن hate احتاج داشتن need own داشتن have بیمار ill sound سالم healthy پخش کردن scatter pile توده کردن heap مهربان tender cruel ظالم heartless سرما coolness warmth گرما heat جهنم hell paradise بهشت heaven سبک light weighty سنگین heavy مانع شدن hinder assist کمک کردن help تصمیم
عبارات شروع و پایان
شروع و پایان .At first we had soup At first ، درباره ی اینکه چگونه چیزی شروع میشود میباشد، که تغییر کرده و دیگر به همان صورت تمام نمیشود. پس جمله ی بالا اشتباه میباشد. .At first it was easy, but then it
کلمات مترادف و متضاد (d-e)
لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه مرمت کردن repair spoil ضرر زدن، خسارت دیدن damage خشک کردن dry moisten مرطوب ساختن damp سالم safe risky خطرناک dangerous ترسو timid bold شجاع daring روشن light black تاریک، تیره dark زنده alive lifeless مرده dead ارزان cheap costly گران dear تولد birth dying مرگ death چشم پوشی کردن waive determine تصمیم گرفتن decide افزایش دادن increase lessen کم کردن decrease جمع کردن add subtract کم کردن deduct تسریع کردن hasten hinder تأخیر کردن delay جواب دادن answer ask تقاضا کردن demand رسیدن arrive leave جدا شدن depart تشویق کردن encourage discourage دلتنگ کردن depress بلند کردن rise fall سقوط کردن descend نگه