آموزشگاه زبان روژین ایلیا
آدرس ها:

شعبه پسران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی، جنب بانک صادرات، پلاک 161

شعبه دختران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهید به خیال، پلاک ۱۲

شعبه مهد زبان و پیش دبستانی: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی ، جنب بانک مسکن، جنب خانه بازی شهر سلطان، پلاک ۲۲۰

تلفن های تماس:

021-66213030

021-66229000

021-66211000

موسسه زبان منطقه 18 برچسب

رومئو و ژولیت سال‌ها پیش در شهر ورونا در ایتالیا دو خانواده زندگی می‌کردند. «ما خانواده کاپیولت هستیم.» «ما هم خانواده مونتگیو هستیم.» این دو خانواده همیشه در حال جنگ‌ودعوا هستند. مونتگیوها پسری به اسم رومئو دارند. کاپیولتها دختری به اسم ژولیت دارند. شبی کاپیولتها

داستان کوتاه کادو (قسمت دوم) تا وقتی که خانم محترم خانه از مرحله ی اول یعنی  هق هق به مرحله دوم  یعنی فین فین برسد و آرام تر بشود ، بهتر است نگاهی به خانه بیندازیم.یک آپارتمان اجاره ای مبله با

وجه وصفی: Participle:i  وجه وصفی وجه وصفی شکلی از فعل است که دارای دو حالت فعلی و وصفی است. وجه وصفی بر دو دسته تقسیم می شود: وجه وصفی فاعلی: Present Participle: وجه وصفی مفعولی: Past Participle: چنانچه کلمه دراین دو حالت وظیفۀ فعلی داشته باشد، اسم فاعل

داستان کوتاه The Gift of Magi (قسمت اول) با سلام خدمت همراهان گرامی به مناسبت نزدیکی به کریسمس تصمیم گرفتیم یک داستان برای شما ترجمه کنیم و قرار بدیم که اثر نویسنده بزرگ آمریکایی O.Henry هست  که هر جلسه یک قسمت از

کلمات مترادف و متضاد:  :Synonyms and Antonyms لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه خشنود content envious حسود  jealous جدا شدن  part  unite پیوستن  join  غم sorrow gladness  شعف joy   جدایی separation joint  اتصال junction  عیب گرفتن censure defend  تصدیق کردن justify  کند blunt sharp  تند و تیز keen  دور انداختن discard hold  نگه داشتن keep  سخت دل hard benevolent  مهربان kind باز کردن untie tie  گره زدن knot  نادانی ignorance information  دانش knowledge  استراحت rest work  کار labor  مالک بودن have want  فاقد بودن  lack  کوچک small big  بزرگ large  اولین first final  آخرین last  زود early tardy  دیر late  جابه جا remove put  قرار دادن lay  ساعی industrious sluggish  تنبل lazy  منحرف کردن misguide guide  رهبری کردن lead فرعی  subordinate  director  رهبر leader  نادان ignorant literate  با