انگلیسی در سفر (وسایل حمل و نقل عمومی)
| On Public Transportation | در وسایل حمل و نقل عمومی |
در حمل و نقل عمومی نامهای زیادی برای سفر با قطارهای زیر زمینی در ایالات متحده وجود دارد که عبارتند از:
The subway (New York City)
The T (Boston):
BART (San Francisco)
The Metro (Washington, D.C)
| To hop on the subway | به معنی سریع سوار شدن در قطار یا مترو است. |
Instead of hailing a cab, you should hop on the subway to get to 42nd street.
به جای تاکسی خبر کردن، سریع سوار مترو شو تا به خیابان چهل و دوم برسی.
| Fare | کرایه، مقداری پول برای گرفتن بلیط مترو یا اتوبوس است. |
The fare for one ride on the T in Boston is $2.50.
کرایه ی مترو در بوستون 2.5 دلار است.
| Turnstile |
دری است که معمولا در ورودیه ی متروها وجود دارد و اجازه ی عبور یک نفر را در آن واحد می دهد. | |
|
You can’t get through the turnstile without swiping your card. شما بدون کشیدن کارت نمی توانید از ورودیه ی گردان در مترو بگذرید. |
||
| Local train | قطار محلی (در تمام ایستگاهها توقف می کند.) |
To get from Union Square to 28th street, you should take a local subway.
برای رفتن از میدان Union به خیابان بیست و هشتم باید سوار متروی محلی شوی.
| Express train | یک قطار سریع السیر که فقط در ایستگاههای خاصی توقف می کند و معمولا ایستگاههای شلوغی هستند. |
The downtown express train will get you from 86th street to 59th street in a few minutes.
قطار سریع السیر مرکز شهر تا چند دقیقه ی دیگر از خیابان هشتاد و ششم به خیابان پنجاه و نهم می رسد.
| Uptown train Downtown train | این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک متروی خاص در نیویورک حرکت می کند. |
Where can I get an uptown train?
کجا می توانم سوار قطار بالا شهر شوم؟
| Inbound train/ Outbound train | این نامها نشان دهنده ی مسیری است که یک مترو در مسیر ویژه ی بوستون حرکت می کند. |
To get from Harvard Square to Boston Common, you need to take an inbound Red Line T.
برای رفتن از میدان Harvard به روستای بوستون، باید سوار مترویRed line شوید.
| To swipe your card | کشیدن کارت، شما کارتتان را برای ورود به مترو در ماشین کارت خوان ورودیه می کشید |
Many tourists have trouble swiping their fare card in the New York City subway.
اکثر جهان گردان در کشیدن کارت کرایه مترو در شهر نیو یورک مشکل دارند.
| To hail a cab | تاکسی گرفتن، با خبر کردن راننده تاکسی برای سوار شدن در آن |
It’s almost impossible to hail a cab when it rains.
معمولا در زمان های بارش باران تاکسی گرفتن غیر ممکن است.
| A cabbie | به راننده تاکسی می گویند |
Cabbies in New York don’t like to make trips to Brooklyn because they think it’s a waste of time.
در نیو یورک راننده تاکسی ها علاقه ای به رفتن به Brooklyn ندارند چون به نظرشان وقت تلف کردن است.