اصطلاحات فوتبالی
♦️اصطلاحات ولغات مورداستفاده درفوتبال ▪️Advantage ▫️آوانتاژ ▪️Armlet ▫️بازوبند ▪️Fair play ▫️بازی جوانمردانه ▪️Going/turning play ▫️بازی رفت/برگشت ▪️Throw-in ▫️پرتاپ اوت ▪️Simulate ▫️شبیه سازی ▪️Substitute ▫️تعویض کردن ▪️Tackle ▫️تکل ▪️Charge ▫️تنه زدن ▪️Net ▫️تور ▪️Referee ▫️داور ▪️Drop ball ▫️دراپ بال ▪️Dribble ▫️دریبل ▪️Post ▫️دیرک عمودی ▪️Crossbar ▫️دیرک افقی ▪️Pitch ▫️زمین فوتبال ▪️Captain ▫️کاپیتان ▪️Head coach/manager. ▫️سرمربی ▪️Free kick ▫️ضربه ازاد ▪️Kick off ▫️ضربه شروع بازی ▪️Penalty kick ▫️ضربه پنالتی ▪️Corner kick ▫️ضربه کرنر ▪️Goal kick ▫️ضربه دروازه ▪️Counter attack ▫️ضد حمله ▪️Cross ▫️سانتر کردن ▪️Red/yellow card. ▫️کارت قرمز/زرد ▪️Score a goal ▫️گل زدن ▪️Disallowed goal. ▫️گل مردود ▪️Penalty spot ▫️نقطه
کلمات متشابه
مناسب eligible مهاجر، غریب immigrant مهاجر، کوچ کننده emigrant مشرف، نزدیک imminent بلند، والامقام eminent تهاجم irruption انفجار و فوران eruption غذا fare زیبا، بازار مکاره fair در، دروازه gate طرز راه رفتن gait زندان gaol مقصود، دروازه (بازی) goal گروه، جماعت horde اندوخته، ذخیره hoard تمام و کلیه whole سوراخ hole درشکه hansom خوش تیپ handsome گوزن نر hart قلب، دل heart فاقد شرایط لازم ineligible ناخوانا illegible صاف و ساده، رک گو ingenuous باهوش، کاردان ingenious چنگ، بربط lyre دروغگو liar کاهش دادن lessen درس lesson سیما، قیافه mien پست، ناچیز mean فطرت، خمیره، غیرت mettle فلز metal کان کن، معدنچی miner پایین مقام minor پیچیده، گره دار knotty شیطان،
تفاوت های نوشتاری انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی
تفاوت های نوشتاری در املای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی: American English And British English Spelling Differences In Writing:i تفاوت های نوشتاری در املای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی: زبان انگلیسی که در بریتانیا و آمریکا صحبت می شود بسیار شبیه به هم
نکاتی درباره یادگیری بهتر زبان انگلیسی
بالا بردن اهمیت زبان انگلیسی در ذهن خواندن زبان انگلیسی در صبح زود و شب قبل از خواب: پسازاینکه روش بالا را برای تمرکز بیشتر روی مسائل مهمتر پیادهسازی کنید وقت بیشتری برای یادگیری زبان انگلیسی در منزل خواهید داشت. حال وقت
اصطلاحات کاربردی
I don't have much time, so let's grab a quick bite. خیلی وقت ندارم ، پس سریع بریم یه چیزی بخوریم. I don't want to take it easy so stop telling me to take it easy. نمیخوام ساده بگیرم ، انقدر