داستان کوتاه کادو (قسمت پنجم)
ثروت و دارایی خانواده ی "جیمز دلینگهام یانگ" دو چیز گرانبها بودند که زن و شوهر ، هر دو ، به آنها افتخار می کردند.این دو ثروت یکی ساعت طلای "جیم" بود که از پدرش و او هم از پدر
داستان کوتاه کادو (قسمت چهارم)
داستان کوتاه کادو بین پنجره های اتاق ، یک نورگیر شیشه ای وجود داشت.شاید تابحال توی یک آپارتمان هشت دلاری از این جور نورگیر ها دیده باشید.فقط یک آدم خیلی لاغر و یا خیلی چالاک می تواند تصویر خودش را در
داستان کوتاه کادو (قسمت سوم)
خانواده ی "دلینگهام" زمانی به این آپارتمان نقل مکان کرده بودند که وضع مالی بهتری داشتند و زندگی شان رونقی داشت.آن وقت آنها هفته ای 30 دلار بابت کرایه به مالک آپارتمان پرداخت می کردند.اما حالا که درآمد خانواده به
داستان کوتاه رومئو و ژولیت (اصل داستان در نسخه انگلیسی)
رومئو و ژولیت سالها پیش در شهر ورونا در ایتالیا دو خانواده زندگی میکردند. «ما خانواده کاپیولت هستیم.» «ما هم خانواده مونتگیو هستیم.» این دو خانواده همیشه در حال جنگودعوا هستند. مونتگیوها پسری به اسم رومئو دارند. کاپیولتها دختری به اسم ژولیت دارند. شبی کاپیولتها
داستان کوتاه کادو (قسمت دوم) – (اصل داستان در نسخه انگلیسی)
داستان کوتاه کادو (قسمت دوم) تا وقتی که خانم محترم خانه از مرحله ی اول یعنی هق هق به مرحله دوم یعنی فین فین برسد و آرام تر بشود ، بهتر است نگاهی به خانه بیندازیم.یک آپارتمان اجاره ای مبله با