افعال دو قسمتی با Pass ، معنا و نحوه استفاده از آنها
یکی از موضوعات مهم زبان انگلیسی که برای بسیاری از زبانآموزان، مخصوصا زبانآموزان مبتدی چالش برانگیز است، کسب شناختی صحیح درباره افعال دو قسمتی یا phrasal verbs است. به همین خاطر در این گفتار با یکدیگر بعضی از مهمترین افعال دو قسمتی با pass را مورد بررسی قرار میدهیم.
منظور از افعال دو قسمتی با pass دستهای از افعالاند که دارای دو بخش، یکی فعل یعنی pass و دیگری حرف اضافه هستند. و ترکیب این دو قسمت است که معنایی مستقل از هر کدام از دو بخش را تولید میکند..
آشنایی با پرکاربردترین افعال دو قسمتی با Pass
در ادامه با هم تعدادی از افعال دو قسمتی که با pass ساخته شدهاند را مورد بررسی قرار میدهیم. توجه داشته باشید که افعال دو قسمتی با pass به این موارد محدود نمیشوند و تنوع بیشتری دارند.
فعل Pass around
نحوه استفاده از این فعل به صورت pass something around به کار میرود. معنای آن «چیزی به بین همه حاضرین دست به دست گرداندن» است. مثال:
It was a small dinner table so we passed around the salt shaker.
«میز شام کوچک بود به همین خاطر نمکدان را دست به دست گرداندیم.»
فعل Pass away
این فعل بدون مفعول و به صورت pass away مورد استفاده قرار میگیرد. معنای این فعل «درگذشتن و فوت کردن» است. مثال:
He passed away last year and was buried next to her wife.
«او سال گذشته فوت کرد و در کنار همسرش به خاک سپرده شد.»
فعل Pass by
کاربرد این شکل نیز به صورت something passes by (someone) است. معنای این فعل «از دست دادن فرصتها و گذشتن دوره خوشی از زندگی» است. مثال:
Our childhood passes by without us knowing.
«کودکی در کنارمان میگذرد بدون اینکه متوجه باشیم.»
فعل Pass for
این فعل به شکل something passes for something به کار میرود. معنای این فعل «توانایی جازدن چیزی به جای چیز دیگر» است. مثال:
You have kept your clothes so well. Your old coat and pass for a new one.
«تو از لباسهایت خیلی خوب مراقبت کردهای. کُت کهنه تو میتواند با یک کت نو اشتباه گرفته شود.»
فعل Pass on
نحوه استفاده از این عبارت به شکل pass on something است. معنای این فعل «چیزی را رد کردن» است. مثال:
I am very busy tonight. I have to pass on your dinner invitation.
«امشب خیلی سرم شلوغ است. مجبورم دعوت به شامِ تو را رد کنم.»
فعل Pass out
این فعل بدون مفعول و به صورت pass out به کار میرود. معنای این فعل «بیهوش شدن و از حال رفتن» است. مثال:
The ball hit him in the head and he passed out.
«توپ به سر او اصابت کرد و او از حال رفت.»
فعل Pass through
این فعل میتواند به صورت pass through someplace مورد استفاده قرار گیرد. معنای این فعل «از میان فضایی عبور کردن» است. مثال:
Julia wanted to meet his son after 20 years so he passed through the crowd quickly.
«جولیا میخواست پس از ۲۰ سال پسرش را ببیند. به همین خاطر به سرعت از بین جمعیت عبور کرد.»
فعل Pass up
نحوه استفاده از این فعل به شکل pass up something است. این فعل یعنی «امتیاز یا فرصتی را قبول نکردن». به عنوان نمونه:
Jack passed up his promotion because he loved his current job.
«جک ارتقاء شغلیاش را رد کرد زیرا او عاشق کار فعلیاش بود.»