افعال دو قسمتی با Try ، کاربرد و معنای آنها
یکی از موضوعات ارزشمند در بین مباحث زبان انگلیسی که برای بسیاری از زبانآموزان مخصوصا در سطوح ابتدایی مشکل است، آشنایی کافی با افعال دو قسمتی یا phrasal verbs است. به همین خاطر در این گفتگو با یکدیگر بعضی از مهمترین افعال دو قسمتی با try را مورد بررسی قرار میدهیم.
منظور از افعال دو قسمتی با try آن دسته از افعالاند که دارای دو بخش یعنی یک فعل یعنی try و یک حرف اضافه هستند. و ترکیب این دو قسمت است که معنایی متمایز از هر کدام از دو بخش را تولید کرده است.
آشنایی با پرکاربردترین افعال دو قسمتی با Try
در ادامه با هم تعدادی از افعال دو قسمتی که با try ساخته شدهاند را بررسی میکنیم. دقت داشته باشید که افعال دو قسمتی با try به این تعداد محدود نیستند، و شمار بیشتری دارند.
فعل Try back
کاربرد این فعل به صورت بدون مفعول و try back و یا try back someone است. معنای این فعل «تلاش برای برقرار تماس (مخصوصا تلفنی) هنگامی که تلاش قبلی ناموفق بوده است» میباشد. مثال:
I called Jenna but she didn’t pick up. I will try back in a few minutes.
«من به جِنا زنگ زدم ولی او گوشی را برنداشت. دقایقی دیگر مجددا تماس خواهم گرفت.»
فعل Try for
شیوه استفاده از این فعل به صورت try for something است. معنای این فعل «خیز برداشتن برای به دست آوردن هدفی» است. مثال:
I’m going to try for the first spot in the upcoming competition.
«من خیز برمیدارم که در رقابتهای پیش رو نفر اول شوم.»
عبارت Try it on
این عبارت که معمولا به شکل اصطلاح به کار میرود دارای چند معنا است.
اولین کاربرد عبارت try it on به معنای «با رفتار نامناسب و شیطنت کردن کسی را آزار دارن و تهییج کردن» است. مثال:
My co-workers were trying it on all day until I lost it.
«همکاران من تمام طول روز اعصاب مرا میکردند تا اینکه بالاخره از کوره در رفتم.»
دومین کاربرد این عبارت try it on به معنای «تلاش کردن موذیانه برای به دست آوردن چیزی است البته امیدواری چندان زیاد». مثال:
The salesman knew I wouldn’t pay that much for the product. He was just trying it on.
«فروشنده میدانست که من هیچگاه حاضر نمیشوم چنین مبلغی را برای این جنس بدهم. او فقط داشت شانسش را امتحان میکرد.»
فعل Try on
این فعل به صورت try on something به کار میرود. معنای این کاربرد «لباس را امتحان کردن و اصطلاحا پرو کردن آن» است. مثال:
I always try on the clothes that I’m going to buy.
«من همیشه لباسهایی که قرار است بخرم را میپوشم و امتحان میکنم.»
عبارت Try on for size
این عبارت که معمولا در قالب try something on for size به کار میرود در ظاهر به معنای «چیزی را پوشیدن برای امتحان کردن اندازهاش» است. اما معنای اصطلاحی آن که رایج است «امتحان کردن هر چیزی برای دیدن میزان تناسب یا علاقه به آن» است. مثال:
I want to buy this car but I will try it on for size first.
«من میخواهم این اتوموبیل را بخرم ولی اول آن را امتحان میکنم.»
فعل Try out
این فعل به صورت try out something مورد استفاده قرار میگیرد. معنای این فعل «آزمودن چیزی به هدف سنجش کارایی آن» است. مثال:
The researchers tried out a new drug against cancer.
«محققین داروی جدیدی را برای مقابله با سرطان آزمودند.»
I tried out the anti-virus software before I purchased it.
«من قبل از اینکه نرمافزار آنتی ویروس را تهیه کنم آن را امتحان کردم.»
فعل Try out for
نحوه کاربرد این فعل try out for something است. معنای این فعل «خود را در معرض آزمایش (مثل تست پزشکی تیمهای ورزشی) قرار دادن» است. مثال:
The young soccer player tried out for the famous team.
«فوتبالیست جوان خود را برای تستهای مختلف در اختیار تیم مطرح قرار داد.»