کلمات مترادف و متضاد (d-e)
لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه مرمت کردن repair spoil ضرر زدن، خسارت دیدن damage خشک کردن dry moisten مرطوب ساختن damp سالم safe risky خطرناک dangerous ترسو timid bold شجاع daring روشن light black تاریک، تیره dark زنده alive lifeless مرده dead ارزان cheap costly گران dear تولد birth dying مرگ death چشم پوشی کردن waive determine تصمیم گرفتن decide افزایش دادن increase lessen کم کردن decrease جمع کردن add subtract کم کردن deduct تسریع کردن hasten hinder تأخیر کردن delay جواب دادن answer ask تقاضا کردن demand رسیدن arrive leave جدا شدن depart تشویق کردن encourage discourage دلتنگ کردن depress بلند کردن rise fall سقوط کردن descend نگه
گرامر افعال دو قسمتی
نکات_گرامری ؛ افعال دو قسمتی 👇 ✅ این افعال ازیک فعل و یک حرف اضافه یا جزء قیدی تشکیل میشوند و دو نوع میباشند: افعال جدا شدنی و افعال جدا نشدنی. 🍯 1) افعال جداشدنی: 🔮 فرمول : فعل + جزء قیدی (
ضمایر انعکاسی
ضمایر انعکاسی – Reflexive Pronouns ضمایر انعکاسی ضمایری هستند که بر روی ضمایر شخصی تاکید می کنند. برای مثال تو فارسی می گیم: " من خود خودم باید این کارو انجام بدم. نه شما." تو این جمله گوینده داره تاکید می
کلمات مترادف و متضاد a-c
کلمات مترادف و متضاد ( a – c ) کلمات مترادف و متضاد: Synonyms and Antonyms:i لیست تعدادی از کلمات مترادف و متضاد پرکاربرد زبان انگلیسی به ترتیب حروف الفبا با معانی فارسی: meaning antonym synonym meaning word معنی متضاد مترادف معنی کلمه ناتوان incapable powerful قادر able معمولی ordinary unusual غیر عادی abnormal حمایت کردن support eradicate از میان بردن abolish دقیقاً، صریحاً precisely near حدود about زیر below over بالای above متواضع courteous sudden بی نزاکت abrupt حاضر present away غایب absent کمیابی scarcity plenty فراوانی abundance مجازاً virtually really واقعاً، دقیقاً actually کم inadequate enough کافی adequate متنفر بودن despise worship پرستش کردن adore پنهان
مقاله ای پیرامون یادگیری کلمات متضاد و مترادف
مترادف و متضاد : :Synonyms and Antonyms کلمات مترادف: :Synonyms کلمات مترادف، کلماتی هستند که از نظر معنی با یکدیگرمعادلند. این کلمات برای دوری از تکرار یک کلمه در سخن به کار می روند و کمک می کنند تا سخن از زیبایی