یادگیری چند زبان بطور هم زمان و بایدها و نبایدهای آن
یادگیری چند زبان خارجی بطور هم زمان از موضوعاتی است که رفته رفته در بین زبانآموزان مورد توجه قرار میگیرد. و پیشتر هم در مورد فواید یادگیری زبانهایی غیر از زبان انگلیسی با هم صحبت کردیم. البته زبان انگلیسی معمولا اولین زبانی با رسم الخط لاتین است که فارسی زبانان میآموزند. شباهت این حروف با سایر زبانهای اروپایی مانند آلمانی فرانسه و اسپانیایی باعث میشود برخی زبانآموزان ترغیب شوند که علاوه بر زبان انگلیسی و یا حتی همزمان با یادگیری زبان انگلیسی، آنها را نیز بیاموزند.
ممکن است شباهت زبانی بین این چند زبان این تصور را ایجاد کند که یادگیری همزمان آنها ایده خوبی است، لیکن در این میان یک آسیب مهم نیز وجود دارد؛ و آن احتمال آمیختن این زبانها در زمان یادگیری با یکدیگر است. پیشنهاد عمومی به زبانآموزان این است که در صورت تمایل به یادگیری چند زبان، آنهایی را همزمان بیاموزند که بیشترین تفاوت را با هم دارند؛ مگر اینکه بدانید ذهن شما توانایی خارقالعادهای در جدا کردن چیزهای مشابه از یکدیگر دارد.
مثلا سعی کنید زبان ژاپنی را همراه با زبان اسپانیایی بیاموزید. و یا آموختن زبان چینی را با زبان اسپانیایی همراه کنید. اگر شما علاقمند به یادگیری زبانهایی هستید که به یکدیگر خیلی شبیه هستند باید در ذهن خودتان استراتژیهایی را برای جدا کردن آنها از هم داشته باشید. همزمان با یادگیری هر یک از زبانها روی لهجه خود نیز کار کنید تا بتوانید زبانها را بیشتر از یکدیگر تفکیک کنید. به عبارت دیگر، بعضی از نکات و تمرینها که در یادگیری یک زبان بطور تنها چندان مورد تمرکز واقع نمیشوند، در یادگیری چند زبان بطور همزمان اولویت مییابند.
در یادگیری چند زبان با هم، به صحبت کردن فراوان عادت کنید.
حتما برای شما هم این موضوع واضح است که بین یادگیری قوانینِ دستوری یک زبان و توانایی استفاده از این قوانین تفاوت وجود دارد. اگر میخواهید در تواناییِ تکلم یک زبان ماهر شوید، ضروری است آموختههای خود را در جریان مکالمه تمرین کنید.
این صحبت کردن، در بهترین حالت، به معنای برقراری ارتباطی انسانی با افرادِ بومیِ آن زبان است. شما قرار است چند زبان دیگر را که تا کنون دربارهشان هیچ نمیدانستید در فضای واقعی تمرین کنید. این به معنای اشتباهات مکرر و به احتمال زیاد لکنت فراوان است.
طبیعتا اولین دفعاتی که میخواهید به یک زبان تازه سخن بگویید کار چندان سادهای پیش روی نخواهید داشت. مخاطب شما ممکن است کلماتی که به کار میبرید را درک نکند و یا بخاطر اینکه زمان جمله را نادرست بکار بردهاید و یا اصطلاحی را غلط ادا کردهاید دچار سوء تفاهم شود. مهم اینجاست که شما، از نظر ذهنی و روحی، خود را برای اصلاح شدن آماده کرده باشید. مخاطب شما، مخصوصا اگر در یکی از سایتهای مخصوص یادگیری دو طرفه زبان با وی آشنا نشده باشید ممکن است چندان با ملایمت اشتباهاتتان رو گوشزد نکند. لیکن شما به عنوان یک زبانآموز باید آمادگی روحی پذیرش نکات اصلاحی را داشته باشید.
توجه کنید که در یادگیری چند زبان بطور همزمان، موضوع صحبت کردن بیش از سایر مواقع اهمیت مییابد. ضروری است شما با تمرین مستمر، تک تک ساختارهایی که آموختهاید را بکار ببرید تا بتوانید هویت جدید خود را در زبان هدف ساخته و تقویت کنید.
اهمیت اندیشیدن در قالب زبان هدف در فرایند یادگیری چند زبان با هم
در مراحل اولیه آموختن یک زبان جدید، شما ممکن است کلماتی که در زبان مادری خود آموختهاید را به زبان جدید ترجمه کنید و بدین ترتیب با واژگان جدید آشنا شوید. بعد از مدتی شما ناگزیر هستید که استراتژی خود را تغییر دهید. در این استراتژی جدید شما باید به این مرحله برسید که بدون عملِ ترجمه و صرفا با اندیشیدن به مفهوم مورد نظرتان، واژه معادل آن را در زبان هدف بیابید.
در جریان یادگیری چند زبان بطور همزمان، این موضوع اهمیتی بسیار بیشتر پیدا میکند. اگر شما میخواهید که دچار آسیب اختلاط زبانها با هم نشوید لازم است که این ترجمه ذهنی به زبان فارسی را هر چه سریعتر و از همان ابتدا از روند یادگیری حذف کنید.
یادگیری چند زبان و تاثیر تمرین کافی روی لهجه
موضوع یادگیری لهجه در تمامی زبانها و تمامی روشهای یادگیری مورد توجه است. هیچ مدرسی را نخواهید یافت که زبانآموزان را به یادگیری لهجه بومی ترغیب نکند و یا آنکه با یادگیری غلط لهجه موافق باشد. لیکن زمانی که بحث یادگیری یک زبان مطرح است و زبانآموز ناچار است حجم قابل توجهی از اطلاعات جدید را در زمانی محدود دریافت کند، معمولا موضوع یادگیری لهجه اندکی به حاشیه میرود. به بیان واضحتر، در بین انتخاب بینِ یادگیری گرامر صحیح و روان صحبت کردنِ زبان آموزان و لهجه، معمولا دو مورد اول، یعنی گرامر و روانی، بیشتر مورد توجه هستند.
این موضوع در جریان یادگیری چند زبان به طور همزمان کمی تفاوت مییابد. شما لازم است نسبت به نحوه استفاده خود از واژگان زبان هدف هوشیار باشید و تلاش کنید تا جای ممکن شبیه افراد بومی تکلم کنید. این کار به شما اجازه میدهد تا هویت زبانیِ مربوط به چند زبان مختلف را از هم جدا کنید و تا حد ممکن از هم تمایز ببخشید.
طبیعی است که هر چه بیشتر به تمرین این موضوع بپردازید، مهارت شما در تمایز بین دو زبان بیشتر میشود. واضح است که باید تمرینهای مربوط به هر زبان را در جلساتی جداگانه انجام دهید و ترجیحا بین جلسات هم فاصله زمانی معقولی ایجاد نمایید. مثلا اگر زبان آلمانی را صبح میآموزید، زبان چینی را در عصر و یا در شب هنگام تمرین کنید.
در نهایت همیشه این موضوع را در نظر داشته باشید که زبانآموزی یک فرایند تدریجی است. وقتی شما در راستای یادگیری بیش از یک زبان گام برمیدارید، این تدریج موضوعیت بیشتری پیدا میکند. از خودتان انتظارات غیر معقول و غیر واقعی نداشته باشید و مثل همیشه با این روحیه پیش بروید که قرار است حداکثر لذت را از آموختن ببرید.