یادگیری زبان در سنین مختلف و تاثیر آن بر روند زبان آموزی
یادگیری زبان در سنین مختلف ممکن است مورد توجه قرار بگیرد؛ چه زبانآموزی مربوط به کودکان باشد و چه مربوط به بزرگسالان. میتوان گفت زبانآموزی پدیدهای است که ما را از سایر موجودات این کره خاکی تمایز میبخشد.
اگر شما این مقاله را مطالعه میکنید یک زبانآموزِ بزرگسال هستید و لازم است درباره زبانآموزی بزرگسالان و دستگاهِ عصبیِ مسئولِ این زبانآموزی، مطالبی را بدانید. همچنین لازم است با تفاوتِ استعداد مغزتان با کودکان و با امتیازات و محدودیتهای واقعی آن آشنا شوید.
در این مقاله ما این تفاوتها را بررسی میکنیم تا ببینیم طبق یافتههای علمی و عصبشناختی، زبانآموزیِ بزرگسالان چگونه رخ میدهد و چه ویژگیهایی دارد؟ و بطور کلی یادگیری زبان در سنین مختلف چه تاثیری مهمی بر روند یادگیری خواهد داشت؟
یادگیریِ زبان توسط کودکان یا چگونگی یادگیری زبانِ مادری، بدونِ بازکردن حتی یک کتاب!
بین ما کسی نیست که زبان مادریاش را خودش آموخته باشد. یادگیری زبانِ اول، خواهی نخواهی اتفاق میافتد و یک پدیده طبیعی است.
یکی از دلایل اینکه کودکان در یادگیری زبان خوب عمل میکنند ساختارِ سیستم عصبی آنها است. مغز کودکان، به عنوان یک صفحه سفید نسبت به برخی ورودیها (یعنی ورودیهای زبانی) بیش از سایرین حساس است. همه ما نسبت به این ورودیها در کودکی حساس هستیم ولی بخش عمدهای از این حساسیت را نزدیک به دوران بلوغ از دست میدهیم. این موضوع بطور دقیق در تحقیقات علمی مورد بررسی قرار گرفته است.
کودکان، مهارت قابل توجهی در «یادگیریِ آماری» دارند. آنها حجم فراوانِ اطلاعاتِ زبانی را که روزانه به آنها ارائه میشود، به دقت پردازش میکنند و ارتباطات و تعمیمهای دقیقی را درباره الگوهای حاکم بر آنها استنتاج میکنند. هر بار که شما یک «سیب» در دست میگیرید و لفظ آن را ادا میکنید مغز کودک سریعا بین جسمِ در دستِ شما و لفظِ بیان شده اتصال برقرار میکند. همچنین سیستمِ عصبیِ آنها در جستجوی تمایزهاست؛ مثلا مغز کودک، در این دو جمله که، «من به خانه آمدم» یا «من از خانه رفتم» نسبت به علت استفاده از «به» و «از» حساس است و آنها را به خاطر میسپارد.
اصل کاربرد فعال در زبانآموزی کودکان
در کنار این یادگیریِ آماری، یک اصل دیگر نیز به زبانآموزیِ کودکان کمک میکند و آن «اصلِ کاربردِ فعال» است. هیچ کودکی نمیتواند بدون برقراری ارتباط با دیگران زبان بیاموزد. برای کودک ضروری است که از آموختههای زبانی خود در اسرع وقت استفاده کند و از طریق این کانالِ ارتباطی درخواستهای خود را به اطرافیان ارائه کند و نیازهای خود را بیان کند. وقتی کودک به مادر میگوید، «من، آب!» باعث میشود که مادر برایش لیوانِ آب را بیاورد و وقتی میگوید، «بازَم» پدر بار دیگر او را روی کول خود قرار داده و دور اتاق میگرداند.
بنابراین، یادگیریِ آماری و کاربردِ فعال، در کنار سیستمِ عصبی مستعد، راز یادگیری زبان در کودکان هستند.
اما یادگیری بزرگسالان چگونه اتفاق میافتد؟
زبانآموزیِ بزرگسالان؛ چگونه زبان میآموزیم؟ و چگونه نمیتوانیم زبان بیاموزیم؟
نکته جالب درباره زبانآموزی بزرگسالان این است که هر دو رکن اصلیِ زبان آموزیِ کودکان در آن حضور دارند. یعنی هم یادگیریِ آماری و هم یادگیریِ اجتماعی (یا همان کاربرد فعال) در این یادگیری فقش فعال دارند. لیکن مغزِ ما بزرگسالان و همینطور زندگی اجتماعی ما تفاوتهایی کلیدی با کودکان دارند و همین امر سبب میشود روندِ زبانآموزی بزرگسالان تفاوتهای چشمگیری با کودکان داشته باشد.
تفاوتهای کلیدی زبانآموزی بزرگسالان با کودکان
آشنایی با تفاوتهای عمده زبانآموزی بزرگسالان با کودکان و شناخت شرایط متفاوت یادگیری زبان در سنین مختلف کمک میکند که شما مثلِ خودِ جوانترتان زبان بیاموزید و از این تفاوتها به نحو احسن بهره بگیرید. در ادامه به معرفی این تفاوتها میپردازیم:
بزرگسالان حداقل در یک زبان، روان هستند.
همه ما بزرگسالان مهارتهای زبانی داریم، چرا که زبان مادریمان را فرا گرفتهایم. اما همین موضوع میتواند چالشآفرین باشد. یکی از دلایل اینکه کودکان در یادگیری زبان از ما پیشی میگیرند این است که ما به زبان مادریمان چنان تسلط داریم که مغز ما معنای «زبان» را معادلِ «زبانِ مادریِ ما» میداند و هر ورودی جدید و اطلاعاتِ زبانی را با آن مقایسه میکند. زبانِ مادری ما، مغزمان را چنان «سیمکشی» کرده است که هر ساختار جدید دیگری برای ورود به آن دچار چالش میشود.
بزرگسالان نسبت به محدودیتهای اجتماعی فوقالعاده حساس هستند.
کودکان از انجام پروسه سعی و خطا هیچ پروایی ندارند. آنها از اشتباه کردن نمیهراسند. اگر ادای صحیحِ یک کلمه برای آنها از ۱۰۰ بار اشتباه عبور کند واهمهای ندارند و آنقدر تلاش میکنند تا موفق شوند. از سوی دیگر بزرگسالان نسبت به خجالتزده شدن و مورد تمسخر قرار گرفتن بسیار حساس هستند. هیچکدام از ما نمیخواهیم که در منظر دیگران مضحک به نظر برسیم و سوژه طنز دیگران بشویم. به همین خاطر تا حد ممکن احتیاط میکنیم و زبان را محافظهکارانه مورد استفاده قرار میدهیم و یا اصلا از زبان هدف استفاده نمیکنیم.
بزرگسالان معمولا در «ارتباطات همسطح» صحبت میکنند.
همصحبت اصلی کودکان والدینِ وی و سایرِ بزرگسالان هستند. هر دوی این گروهها، نوع تکلم خود را به گونهای تغییر میدهند که متناسب کودک باشد و اصطلاحا «کودکانه» و آهسته و قابل درک صحبت میکنند. اما بزرگسالانِ زبانآموز، عادت دارند که با همسطحهای خودشان یعنی سایر بزرگسالان صحبت کنند. بیشتر مراودات شما در یک زبان خارجی با افرادِ بزرگسالی است که با سرعتِ افرادِ بومی سخن میگویند.
بزرگسالان یک سر و هزار سودا دارند!
اگر به کودکان دقت کنید خواهید دید که نرخ بیکاری آنها نزدیک به ۱۰۰ درصد است! و این یعنی آنها هیچ مشغله ذهنیِ دیگری جز یادگیری زبان مادریشان ندارند. از سوی مخالف، زبانآموزی بزرگسالان با انواع و اقسام کارهای دیگر در رقابت است. برنامه روزانه و شغل و خانواده، همگی نیازمند توجه شما هستند و در این میان یافتن زمان برای یادگیری زبان ممکن است کاری چالش برانگیز باشد.
بزرگسالان نیاز دارند که بطور فعال تلاش کنند.
بزرگترین تفاوت بین زبانآموزی کودکان و بزرگسالان این است که کودکان نیازی به یادگیری فعال ندارند؛ سیستم عصبی آنها تشنه یادگیری زبان است و این کار را خود به خود انجام میدهد. در حالیکه زبانآموزیِ بزرگسالان نیاز به فعالیتِ آگاهانه و تلاش مستمر دارد. مغز بزرگسالان به اندازه کودکان انعطافپذیر نیست و نسبت به تغییر مقاوم است و به همین خاطر نیاز داریم که خودمان آن را در جهت یادگیری، به چالش واداریم. این یکی از شناختهترین شاخصههای تفاوت بین در یادگیری زبان در سنین مختلف است.
نتیجه بررسی ویژگیهای یادگیری زبان در سنین مختلف
با توجه به تمامی این تفاوتها و ویژگیهای یادگیری زبان در سنین مختلف جوهره یادگیری زبان، در بزرگسالان و کودکان یکسان است. هر دو گروه، افرادِ بومیِ زبانِ هدف را مورد مشاهده و بررسی قرار میدهند، الگوهای زبانی را شناسایی و تحلیل میکنند (یادگیری آماری)، و بعد با بکارگیری آنها و برقراری ارتباطهای اجتماعی، این آموختهها را به بوته آزمایش میگذارند. سپس با بازخورد دریافتی از دیگران اشتباهات خود را اصلاح میکنند و آنچه آموختهآند را دقیقتر و جزئیتر بهینه میکنند (یادگیری اجتماعی.)
آنچه از کودکی تا بزرگسالی تغییر میکند، مغز ما و نوع زندگی ماست. لیکن، مغز، آن مقدار که شما ممکن است تصور کنید تغییر نمیکند و علاوه بر این ما روی نوع زندگیمان نیز بیش از آنچه فکر میکنیم میتوانیم تسلط داشته باشیم. و در نتیجه میتوانیم بهتر و موثرتر زبان بیاموزیم.