اشتباهات رایج در زبان انگلیسی توسط فارسی زبانان
اکثر ما فارسی زبانان به عنوان زبان دوم به سراغ آموختن زبان انگلیسی میرویم. بنابراین طبیعی است که فراوان دچار اشتباهات رایج در زبان انگلیسی بشویم. پیشتر نیز به اشتباهات خطرناک در زمینه زبانآموزی اشاره کردیم. اما بسیاری از این اشتباهات رایج از این جهت حائز اهمیت هستند که برای زبانآموزانی که زبان مادریشان پارسی است رخ میدهند.
در این گفتار میخواهیم با برخی از این اشتباهات رایج در زبان انگلیسی که فارسی زبانان مرتکب میشوند آشنا شویم و با آگاهی از آنها از ارتکابشان بپرهیزیم.
توجه داشته باشید که زبان فارسی در این اشتباهات موضوعیت دارد. از آنجایی که ما قبل از یادگیری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری، فقط با زبان فارسی آشنایی داریم، از این زبان مادریمان به عنوان نقطه مرجع و معیارِ مقایسه استفاده میکنیم. زیاد پیش میآید که زبانآموزان تازهکار و سطح مقدماتی، بدون اینکه متوجه باشند و در جریان صحبت کردن و یا نوشتن، قواعد دستوری را به گونهای تغییر میدهند که مطابق با زبان فارسی شود. در ادامه با برخی از این اشتباهات آشنا میشویم. واضح است که این اشتباهات رایج در زبان انگلیسی فراوان هستند و ما در این قسمت قصد داریم با استفاده از یک مثال، قاعدهای کلی را یاد بگیریم.
اشتباهات رایج در زبان انگلیسی : مفهوم «اجبار» و کلماتِ should و must
وقتی میخواهیم در زبان فارسی، مفهوم اجبار را به دیگران منتقل کنیم از کلمه «باید» استفاده میکنیم. این کلمه به عنوان قید اجبار وارد جمله میشود و منظور ما را به مخاطب منتقل میکند.
لیکن در زبان انگلیسی این مفهومِ قیدِ باید ظاهرا دارای دو معادل است. دو کلمه should و must در ظاهر هر دو معادل کلمه باید هستند و در فرهنگهای لغت به عنوان ترجمه این کلمه بیان میشوند. اما در زبان انگلیسی، این دو واژه کارایی متفاوتی دارند. به عنوان یک قانون کلی، کمتر پیش میآید که در یک زبان، دو کلمه وجود داشته باشند که دقیقا یک معنا را بدهند. معمولا اگر ما دو یا چند کلمه را به یک معادل معنا میکنیم در حال مسامحه و سهلانگاری هستیم. چرا که اگر معنای این دو کلمه دقیقا یکسان بود دلیلی نداشت که مردمان بومی زبان هدف، از دو کلمه برای رساندن یک معنا استفاده کنند.
استفاده از should یا must؟
در مورد دو کلمه should و must نیز همین اصل برقرار است. ما در زبان انگلیسی وقتی از should استفاده میکنیم که بخواهیم، اصطلاحا یک بایدِ اخلاقی را بیان کنیم. مثلا در فارسی میگوییم، «یک دانشجو برای کسب موفقیت باید درس بخواند.» اینجا کلمه باید به معنای اجبار نیست بلکه یک توصیه ضروری است. یعنی اگر دانشجو میخواهد موفق شود راهش درس خواندن است ولی این اختیار را دارد که درس نخواند و به تبع موفق هم نشود.
پس در زبان انگلیسی هم میگوییم، «.A student should study to succeed»
اما معنای کلمه must نوع دیگری از مفهومِ باید است. ما وقتی از کلمه must استفاده میکنیم که بخواهیم مجبور بودن را به معنای واقعی کلمه و مفهوم منطقی آن برسانیم. مثلا در فارسی میگوییم، «انسانها برای زنده ماندن باید نفس بکشند.» در این کاربرد، کلمه باید یعنی اینکه راه گریزی وجود ندارد و اگر میگوییم باید، یعنی اجبار مورد نظر است.
در زبان انگلیسی برای بیان این جمله میگوییم، «.Humans must breathe to survive»
اشتباهات رایج در زبان انگلیسی : یک کلمه فارسی در مقابل دو یا چند کلمه انگلیسی
در مثالی که گذشت با یکدیگر نحوه کاربرد صحیح should و must را دیدیم و به ظرافت موضوع پی بردیم. زیاد پیش میآید که زبانآموزان با توجه به اینکه لفظِ باید در زبان فارسی شامل هر دو کلمه should و must میشود به اشتباه بیوفتند و در جریان صحبت کردن و یا نوشتن، این دو را به جای یکدیگر مورد استفاده قرار دهند.
نکته مهم و علت اصلی اشاره به این اشتباه رایج در زبان انگلیسی، جلب توجه شما به یک رابطه مهم است. یکی از مواردِ کلیِ اشتباهات رایج در زبان انگلیسی است که فارسی زبانان مرتکب میشوند. و آن هنگامی است که زبان انگلیسی، جزئیتر از زبان فارسی میشود. مثالی که با هم بررسی کردیم یک نمونه بارز از همین رابطه است. در زبان فارسی کلمه بایدمفهومی وسیع دارد. هم شامل اجبار اخلاقی میشود و هم شامل اجبار منطقی است. وقتی ما با وضعیت مشابهی مانند مثال بالا مواجه میشویم، در نگاه اول ممکن است حتی به ذهن ما هم خطور نکند که چنین اشتباهی در کمین است. زیرا ذهن ما زبان را اینگونه شناخته است که برای مفهومِ باید فقط یک کلمه وجود دارد و تمامی وجوه این معنا را با استفاده از همین یک کلمه میتوان رساند.
دشواری یافتن اشتباهات رایج در زبان انگلیسی برای فارسی زبانان
از چالشهای بزرگ در مسیر زبانآموزان فارسی زبان یکی یافتن اشتباهات رایجی است که مختص خودشان است. یکی از دلایل وجود این چالش این است که زبانآموزان بخشهایی که در کنار همدیگر تولید مشکل میکنند را جدا جدا و در دستههای مختلف آموزشی و در زمانهای مختلف میآموزند. به عنوان نمونه، و در مثال فوق، زبانآموز دو کلمه should و must را ممکن است همزمان نیاموزد و گاهی با یکی در دوره مقدماتی و با دیگری را در مراحل آتی آشنا میشود.
از سوی دیگر این اشتباهات رایج، مخصوص فارسی زبانان هستند و اینطور نیست که شما بتوانید با یک جستجوی سادهدرباره اشتباهات رایج آنها را بیابید.
بنابراین یکی از نکات مهم و قابل ملاحظه این است که خودتان اوقاتی را کنار بگذارید و به مقایسه ساختارهای جدید انگلیسی که آموختهاید با مشابه فارسی آنها بپردازید و تفاوتهای آنها را موشکافانه بررسی کنید.