اصطلاحات کاربردی
to be more catholic than the pope. کاسه داغ تر از آش. Please pull yourself together. لطفا به اعصابت مسلط باش. I am no “spring chicken”. دیگه “جوون”نیستم (سرحال و قبراغ). Could you give me “a hint”, please? میشه یه “راهنمایی کوچیک” بکنین؟ we “drew lots” to see
اصطلاحات مربوط به غذا خوردن
The food doesn’t taste very nice. این غذا طعم خیلی خوبی نداره. It is tasteless – It tastes of eggplant. بی مزه است – مزه بادمجان میده. It is sour / bitter / sweet / salty. ترش / تلخ / شیرین / شور است. What flavor
بهترین راه برای یادگیری داستان های انگلیسی
بهترین راه برای یادگیری داستان های انگلیسی داستان به همراه فایل صوتی مربوط به آن شما با کمک این داستانها میتوانید هم بر مهارت درک مطلب (Reading) خود بیافزایید و هم مهارت شنیداری (Listening) خود را تقویت نمایید. در واقع این روش یکی
عبارات کاربردی پیرامون تشکر کردن
در موقعیت های رسمی تر می توان از عبارت Thank You very Muchبه معنای بسیار متشکرم استفاده نمود که در پاسخ عباراتی نظیر You’re Welcomeبه معنای خواهش می کنم و یا Don’t mention itبه معنای مهم نیست و یا It
واژگان مشابه ومشکل زا برای آزمون آیلتس
بیابان desert دسر dessert به جز except پذیرفتن accept مردن die رنگ کردن dye تاثیر گذاشتن affect اثر effect اجازه گرفته allowed با صدای بلند aloud محراب altar تغییر کردن، دادن alter برهنه bare تحمل کردن bear نامطبوع coarse دوره course کشمش currant کنونی current شورا council مشورت counsel پنهان conceal دوگانه dual جنگ تن به تن duel خودنمایی flaunt تمسخر flout به طور رسمي