لغات کاربردی
Pusillanimous بزدل/ترسو/ضعیف Deference تن در دهی/تسلیم/احترام گذاری Articulate شمرده سخن گفتن Satiate سیر کردن/اشباع کردن/سیر/اشباع Repose آرامش/سکون/آسودگی Repudiate انکار کردن/رد کردن Requite تاوان دادن/جبران کردن/پاداش دادن Puerile بچگانه/کودکانه/احمقانه intractable سرپیچ/لجوج Posit قرار دادن/ثابت کردن Palliate تسکین دادن/آرام کردن Esoteric محرمانه/سری Propriety نزاکت/مراعات آداب نزاکت Proliferate زیاد شدن/کثیر شدن interregnum دوره حکومت موقتی/فاصله Prodigal ولخرج/پر تجمل Militate
لغات کاربردی
Eschew اجتناب کردن/خود داری کردن Exigent ضروری/واجب Catalyst عامل فعل و انفعال اجسام شیمیایی Divine خدایی/الهی/کشیش Idiosyncrasy طرز فکر ویژه/طبیعت مخصوص/حال مخصوص Exculpate تبرئه شدن/معذور داشتن Dupe ساده دل/گول خور Chaos بی نظم/هرج و مرج Connoisseur خبره Larceny دزدی/دستبرد/سرقت Euphemism استفاده ی کلمه ی نیکو برای موضوع یاکلمه ی نامطلوب Lassitude
لغات کاربردی
در این مطلب چند لغت کاربردی و معانی آن ها را آورده ایم. Decorum رفتار بجا /ادب Placate آرام کردن/تسکین دادن Plastic پلاستیک/قالب پذیر/نرم Ossify استخوانی شدن/استخوانی کردن Tirade سخنرانی طولانی وشدیداللحن Seraphic وابسته به فرشتگان سرافین arbitrate حکم کردن Scintilla جرقه/اثر Mar آسیب رساندن/اذیت کردن Venerable محترم/قابل احترام ارجمند Veracity
تفاوت کلمات مشابه ( جلسه اول)
تفاوت students و children When I started school aged seven, there were twenty students in my class. (students) دانش آموزان بزرگتر از 16 سال و معمولا در دانشگاه می باشند. برای دانش آموزان مدرسه ای از schoolchildren و یا فقط children استفاده می کنیم. (pupil رسمی
لغات و اصطلاحات کاربردی درباره مردن
مردن He died unmarried او ناکام از دنیا رفت. He died young او جوانمرگ شد. .He died in bed به مرگ طبیعی مرد. .He died penniless در فقر مطلق مرد. .He died aged 45 در سن 45 سالگی مرد. .He died a childbirth به هنگام تولد فرزندش (زایمان) مرد. .He died rich ثروتمند مرد. .He