صفات متضاد زبان انگلیسی
در این مطلب صفات متضاد زبان انگلیسی را برای شما دوستان گرامی گردآوری کرده ایم که به شرح زیر می باشند. انگلیسی فارسی big بزرگ small / little کوچک fast سریع slow کند good خوب bad بد expensive گران cheap ارزان thick ضخیم thin نازک narrow کم عرض wide / broad عریض loud (صدای) بلند quiet (صدای) آهسته intelligent باهوش stupid احمق wet مرطوب dry خشک heavy سنگین light سبک hard سخت soft نرم shallow کم عمق deep عمیق easy راحت difficult سخت weak ضعیف strong قوی rich ثروتمند poor فقیر young جوان old پیر long بلند short کوتاه high بالا، زیاد low کم، پایین generous بخشنده mean پست TRUE درست FALSE غلط beautiful زیبا ugly زشت new جدید old قدیمی happy شاد sad ناراحت safe امن dangerous خطرناک early زود هنگام late دیر light روشن dark تاریک open باز closed / shut بسته tight تنگ loose گشاد full پر empty خالی many پرتعداد few کم تعداد alive زنده dead مرده hot داغ cold سرد interesting جذاب boring کسل کننده lucky خوش شانس unlucky بد شانس important مهم unimportant بی اهمیت right درست wrong غلط far دور near نزدیک clean تمیز dirty کثیف nice دلپذیر nasty زننده pleasant خوشایند unpleasant ناخوشایند excellent عالی terrible افتضاح fair عادلانه unfair ناعادلانه normal معمولی abnormal غیر معمولی
تلفن به زبان انگلیسی
در این مطلب لغات مربوط به تلفن به زبان انگلیسی را برای شما دوستان گرامی گردآوری کرده ایم که به شرح زیر می باشند. انگلیسی فارسی answerphone پاسخ گوی تلفن area code کد منطقه battery باتری business call تماس کاری cordless phone تلفن بیسیم country code کد کشور directory enquiries راهنمای مشترکین تلفن dialing tone بوق آزاد engaged مشغول extension تلفن داخلی interference تداخل
خانواده و فامیل به زبان انگلیسی
در این مطلب لغات مربوط به خانواده و فامیل به زبان انگلیسی را برای شما دوستان گرامی گردآوری کرده ایم که به شرح زیر می باشند. انگلیسی فارسی انگلیسی فارسی father پدر godfather پدرخوانده (مفهوم مذهبی) mother مادر godmother مادر خوانده (مفهوم مذهبی) son فرزند پسر godson فرزند خوانده (مفهوم مذهبی) daughter فرزند دختر goddaughter دختر خوانده (مفهوم مذهبی) parent والدین stepfather ناپدری child (جمع: children) بچه stepmother نامادری husband شوهر stepson فرزند خوانده wife زن
آب و هوا به زبان انگلیسی
در این مطلب لغات مربوط به آب و هوا به زبان انگلیسی را برای شما دوستان گرامی گردآوری کرده ایم که به شرح زیر می باشند. انگلیسی فارسی انگلیسی فارسی Sun خورشید raindrop قطره باران sunshine نور آفتاب snowflake دانه برف rain باران hailstone دانه تگرگ snow برف to melt آب شدن / ذوب شدن hail تگرگ to freeze یخ زدن / منجمد شدن drizzle باران
100 اسم پرکابرد انگلیسی
در این مطلب 100 اسم پرکابرد انگلیسی را برای شما دوستان گرامی گردآوری کرده ایم که به شرح زیر می باشند. انگلیسی فارسی time زمان / وقت year سال people مردم way راه / روش day روز man مرد thing چیز woman زن life زندگی child بچه world جهان school مدرسه state کشور / ایالت / دولت family خانواده student دانش آموز / دانشجو group گروه country کشور / سرزمین / ییلاق problem مشکل hand دست place محل / مکان case مورد / پرونده