آموزشگاه زبان روژین ایلیا
آدرس ها:

شعبه پسران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی، جنب بانک صادرات، پلاک 161

شعبه دختران: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهید به خیال، پلاک ۱۲

شعبه مهد زبان و پیش دبستانی: یافت آباد، شهرک ولیعصر، خیابان شهیدان بهرامی ، جنب بانک مسکن، جنب خانه بازی شهر سلطان، پلاک ۲۲۰

تلفن های تماس:

021-66213030

021-66229000

021-66211000

داستان کوتاه

سه برادر روزی روزگاری سه برادر بودند که در هوای گرگ و میش سحر در جاده ای دور افتاده داشتند سفر میکردند. سرانجام برادرها به رودخانه ای رسیدند که از بس متلاطم بود نمیتوانستند از آن بگذرند. سه برادر که در جادوگری

کاسبی پسرش را فرستاد تا راز خوشبختی را از فرزانه ترین انسان جهان بیاموزد. پسرک چهل روز در بیابان راه رفت، تا سرانجام به قلعه ی زیبایی بر فراز کوهی رسید. مرد فرزانه ای که پسرک میجست، آن جا میزیست.

کیمیاگر کتابی را که یکی از مسافران کاروان آورده بود به دست گرفت،جلد نداشت، اما توانست نام نویسنده اش را پیدا کند : اسکاروایلد . هم چنان که کتاب را ورق میزد ، به داستانی درباره نرگس برخورد . کیمیاگر افسانه

ترجمه‌ی داستان کوتاه انگلیسی بالشت سخنگو در زمان‌های خیلی خیلی دور، هزاران بچه در سراسر جهان نمی‌دانستند که چطور بفهمند که آیا با دیگران درست رفتار می‌کردند یا خیر. آن‌ها می‌توانستند برادران و خواهران خود را کتک بزنند درحالی‌که فکر کنند

نکته : متن اصلی داستان ، به علاوه سوالاتی که از متن داستان طرح  شده است ، در نسخه انگلیسی سایت قرار گرفته است و در بخش فارسی سایت ترجمه داستان به همراه پاسخ سوالات ارائه خواهد شد. ترجمه:  خانم جونز شوهر نداشت، اما