لغات مربوط به مدرسه و دانشگاه
school مدرسه nursery school / kindergarten مهدکودک primary school مدرسه ابتدایی secondary school دبیرستان state school مدرسه دولتی، مدرسه عمومی private school / independent school مدرسه خصوصی boarding school مدرسه شبانه روزی sixth-form college کالج مقدماتی technical college کالج فنی vocational college دانشکده فنی و حرفه ای art college کالج هنر teacher training college دانشکده تربیت معلم university دانشگاه مدرسه classroom کلاس درس desk میز blackboard تخته سیاه whiteboard تخته سفید chalk گچ marker pen / marker ماژیک pen خودکار pencil مداد exercise book دفتر مشق /
صفات متضاد در زبان انگلیسی
big بزرگ small / little کوچک fast سریع slow کند good خوب bad بد expensive گران cheap ارزان thick ضخیم thin نازک narrow کم عرض wide / broad عریض loud (صدای) بلند quiet (صدای) آهسته intelligent باهوش stupid احمق wet مرطوب dry خشک heavy سنگین light سبک hard سخت soft نرم shallow کم عمق deep عمیق easy راحت difficult سخت weak ضعیف strong قوی rich ثروتمند poor فقیر young جوان old پیر long بلند short کوتاه high بالا، زیاد low کم، پایین generous بخشنده mean پست true درست false غلط beautiful زیبا ugly زشت new جدید old قدیمی happy شاد sad ناراحت safe امن dangerous خطرناک early زود هنگام late دیر light روشن dark تاریک open باز closed / shut بسته tight تنگ loose گشاد full پر empty خالی many پرتعداد few کم تعداد alive زنده dead مرده hot داغ cold سرد interesting جذاب boring کسل کننده lucky خوش شانس unlucky بد شانس important مهم unimportant بی اهمیت right درست wrong غلط far دور near نزدیک clean تمیز dirty کثیف nice دلپذیر nasty زننده pleasant خوشایند unpleasant ناخوشایند excellent عالی terrible افتضاح fair عادلانه unfair ناعادلانه normal معمولی abnormal غیر معمولی
اعضای خانواده در زبان انگلیسی
father پدر godfather پدرخوانده (مفهوم مذهبی) mother مادر godmother مادر خوانده (مفهوم مذهبی) son فرزند پسر godson فرزند خوانده (مفهوم مذهبی) daughter فرزند دختر goddaughter دختر خوانده (مفهوم مذهبی) parent والدین stepfather ناپدری child (جمع: children) بچه stepmother نامادری husband شوهر stepson فرزند خوانده wife زن (همسر) stepdaughter دخترخوانده brother برادر stepbrother نا برادری sister خواهر stepsister نا خواهری uncle عمو، دایی half-sister خواهر ناتنی aunt عمه، خاله half-brother برادر ناتنی nephew خواهر/برادر زاده (مذکر) mother-in-law مادر شوهر / مادر زن niece خواهر/برادر زاده (مونث) father-in-law پدر شوهر / پدر زن cousin پسر یا دختر عمو/عمه/دایی/خاله son-in-law داماد (نسبت فامیلی) grandmother مادر بزرگ daughter-in-law عروس
لغات پرکاربرد مربوط به آب و هوا
sunshine نور آفتاب snowflake دانه برف rain باران hailstone دانه تگرگ snow برف to melt آب شدن / ذوب شدن hail تگرگ to freeze یخ زدن / منجمد شدن drizzle باران ریز to thaw گرم شدن / آب شدن sleet برف و باران to snow برف باریدن shower باران تند to rain باران باریدن mist مه رقیق to hail تگرگ باریدن fog مه غلیظ weather forecast پیشبینی هوا cloud ابر rainfall بارش باران rainbow رنگین کمان temperature دمای هوا wind باد humidity رطوبت هوا breeze نسیم thermometer دما سنج strong winds باد شدید high
100 صفت پرکاربرد زبان انگلیسی
انگلیسی فارسی 🔊 other دیگر / دیگری 🔊 new جدید / نو 🔊 good خوب 🔊 high بالا / زیاد 🔊 old پیر / مسن / قدیمی 🔊 great عالی / بزرگ 🔊 big بزرگ 🔊 American آمریکایی 🔊 small کوچک 🔊 large بزرگ / حجیم 🔊 national ملی 🔊 young جوان / کم سن 🔊 different متفاوت 🔊 black سیاه 🔊 long بلند / طولانی 🔊 little کوچک / ریز 🔊 important مهم 🔊 political سیاسی 🔊