وقتی یک زبان جدید یاد میگیرید چه اتفاقی در مغز شما می افتد؟(قسمت دوم)
مطالعات اولیه ی زبان بر اساس تحقیقات مغز نشان داده است که یادگیرندگان ژاپنی میتوانند با استفاده از نرم افزار که صداها را به طرز واضح و قابل تشخیصی تلفظ میکند، شنیدن و تولید کردن صداهای ((ل)) و ((ر)) را یاد بگیرند. زمانی که صداها توسط نرم افزار اصلاح شدند و بسط پیدا کردند، یادگیرندگان توانستند راحت تر تفاوت میان آن ها را بشنوند. در مطالعه ای، تنها پس از سه جلسه ی ۲۰ دقیقه ای، داوطلبان یادگرفتند که به طرز موفقیت آمیزی صداها را از یکدیگر تمیز دهند، حتی زمانی که صداها به صورت معمولی تلفظ میشدند.
این نوع از تحقیقات ممکن است در نهایت به پیشرفت هایی در بکارگیری تکنولوژی در زمینه ی یادگیری زبان های خارجی منجرشود. برای مثال، استفاده از دستگاه های فراصوت مانند دستگاه سونوگرافی که به والدین ، حرکات و ویژگی های فزرندشان را در داخل رحم نشان میدهد؛ محققان در آوا شناسی از طریق نشان دادن تصاویری از این که زبان، لب ها و فک یادگیرندگان چگونه باید حرکت کند و با مکانیزم خارج سازی هوای داخل ریه هماهنگ شود و همچنین بالا رفتن و پایین آمدن کام گوشتی (قسمت نرم سقف دهان) ، توانسته اند به یادگیرندگان شرح دهند که چگونه صدایی را تولید کنند.
به هر روشی که زبان یاد میگیریم، این تحقیقات مغز-محور خبرهای خوشی برای ما به ارمغان آورده است. ما میدانیم کسانی که بر بیش از یک زبان مسلط هستند، حافظه ی بهتری دارند و از نظر شناختی خلاق تر هستند و از نظر ذهنی منعطف تر از تک زبان ها هستند. مطالعات کانادایی ذکر میکند که بروز بیماری های الزایمر و زوال عقل در دو زبانی ها دیرتر از تک زبانی ها اتفاق می افتد، این به این معناست که یادگیری زبان دوم میتواند به ما کمک کند تا از نظر شناختی سالم بمانیم.
خبر مشوق دیگری این است که فواید دو زبانی بودن تنها برای کسانی که زبان دوم شان را در زمان کودکی یاد نگرفته اند نیز صدق میکند. محققان دانشگاه ادینبرگ متوجه شده اند که میلیون ها شخص در سرار جهان زبان دوم شان را بعد ها و در مدرسه، دانشگاه، محل کار و یا ازدواج های برون وطنی یاد میگیردند. نتایج این مطالعات، با ۸۵۳ شرکت کننده، به وضوح نشان داد که دانستن یک زبان خارجی، بدون توجه به این که در چه سنی آن را آموخته باشید برای مفید است.
یان ویلسون، محققی که در ژاپن مشغول به کار است، چند گزارش اولیه از مطالعات این تکنولوژی ها ارایه داده است، که امیدبخش است. البته، محققان نمیگویند که لوازم فراصوتی به عنوان ابزارهایی دائم در کلاس های آموزش زبان استفاده شوند، اما مهندسان نرم افزارهای هوشمند پیدا کردن راه هایی برای جمع آوری سرمایه روی این دانش جدید را آغاز کرده اند، تا تصویر برداری را با نرم افزارهای کاربردی یادگیری زبان ترکیب کنند.
در بررسی های بعدی، مگان شورت و همکاران اش نشان دادند که یادگیرندگانی که استعداد های به خصوصی را در یادگیری سلسله مراتب و الگوهای زبانی از خودشان نشان دادند، توانستند به خوبی گرامر زبان مقصد را از طریق روش غوطه ور سازی یادبگیرند. مگان شورت میگوید: (( این تحقیقات مغز محور به ما نشان میدهد که نه تنها بعضی از بزرگسالان میتوانند مانند کودکان از طریق غوطه ور سازی یاد بگیرند، بلکه ممکن است به ما این امکان بدهد تا یادگیرندگان بزرگسال را با محتوای مناسب برای آن ها هماهنگ کنیم )).
تحقیقات تصویرسازی مغز ممکن است در نهایت به ما کمک کند تا بتوانیم فنون یادگیری زبان را به توانایی های شناختی مان وصل کنیم، و به ما بگوید که از طریق روش های رسمی که بر روی قوانین تاکید دارد بهتر یاد میگیریم، یا غوطه ور کردن خودمان در صداهای یک زبان و یا یکی پس از دیگری.