داستان کوتاه The Gift of Magi

داستان کوتاه کادو (قسمت هشتم)

ظرف چهل دقیقه موهای باقیمانده اش را آرایش کرد و سرش را با فرهای ریز و نزدیک به هم پوشاند، طوری که قیافه و نگاهش ،به طرز شگفت آوری، مثل بچه دبیرستانی های مدرسه گریز شده بود.برای مدتی طولانی ، با دقت و وسواس هرچه تمام تر ، به تصویرش توی آینه نگاه کرد. با […]