فارسی فکر نکنیم

تفاوت ill و Sick در زبان انگلیسی

آیا می دانید که تفاوت دو واژه ill و sick در زبان انگلیسی چیست؟ پس این پست را به دقت بخوانید تا تفاوت های این دو واژه مشابه را یاد بگیرید و بتوانید آنها را به درستی استفاده کنید.

ill و sick دو لغت با معانی تقریبا مشابهی هستند که به طور کلی به معنی “بیماری“، “مریضی” و یا “وضعیت ناسالم شخص” می باشد اما دارای تفاوت های ریز و جزئی نیز هستند که دانستن آنها باعث می شود که بتوانید زمانی که می خواهید از آنها استفاده کنید دچار اشتباه نشوید.

در مورد این دو واژه و معانی آنها قبلا در دو پست جداگانه مطالب مفصلی خدمت شما ارائه شده، که در اینجا قصد تکرار آنها را ندارم. اما در اینجا تنها به ذکر معنی لغوی آنها می پردازیم و سپس با ذکر مثال هایی به تفاوت های این دو واژه مشابه اما متفاوت در زبان انگلیسی خواهیم پرداخت. اگر بخواهید هر کدام از آنها را مفصل تر مطالعه کنید و نیز عبارات اصطلاحی و یا کالوکیشن هایی که از این دو واژه ساخته می شوند را مطالعه کنید می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید

ill :

ناخوش ، رنجور ، سوء ، خراب ، خطرناک ، ناشى ، مشکل ، سخت ، بیمار ، زیان آور ، به بدى ، بطور ناقص ، از روى بدخواهى و شرارت ، غیر دوستانه ، زیان

ill : / il/

▶ adjective
Unwell, sick, not (very) well, ailing, poorly, sickly, peaky, indisposed, infirm; out of sorts, not oneself, under/below par, bad, in a bad way; bedridden, invalided, on the sick list, valetudinarian; queasy, nauseous, nauseated; Brit. off colour; informal under the weather, laid up, lousy, rough; Brit. informal ropy, grotty; Austral./NZ informal crook; Brit. informal, dated queer

Harmful, damaging, detrimental, deleterious, adverse, injurious, hurtful, destructive, pernicious, dangerous; unhealthy, unwholesome, poisonous, noxious; poetic/literary malefic, maleficent, nocuous; archaic baneful

Hostile, antagonistic, acrimonious, inimical, antipathetic; unfriendly, unsympathetic; resentful, spiteful, malicious, vindictive, malevolent, bitter

Unlucky, adverse, unfavourable, unfortunate, unpropitious, inauspicious, unpromising, infelicitous, ominous, sinister; poetic/literary direful

Rude, discourteous, impolite; impertinent, insolent, impudent, uncivil, disrespectful; informal ignorant

Bad, poor, unsatisfactory, incompetent, deficient, defective, inexpert

well, healthy, beneficial, auspicious, polite

▶ noun

Problems, troubles, difficulties, misfortunes, trials, tribulations; worries, anxieties, concerns; informal headaches, hassles

Harm, hurt, injury, damage, pain, trouble, misfortune, suffering, distress

Illness, ailments, disorders, complaints, afflictions, sicknesses, diseases, maladies, infirmities

▶ adverb
Poorly, badly, imperfectly

Unfavourably, adversely, badly, inauspiciously

Barely, scarcely, hardly, only just, just possibly

Badly, adversely, unsuccessfully, unfavourably; unfortunately, unluckily, inauspiciously

Inadequately, unsatisfactorily, insufficiently, imperfectly, poorly, badly

Opposite: well, auspiciously, satisfactorily

Source: Oxford

Sick : 

مریضى ، ناخوش ، بیمار ، ناساز ، ناتندرست ، مریض شدن ، (سگ را) کیش کردن ، جستجوکردن، برانگیختن

Sick : / sik/

ILL, unwell, poorly, ailing, indisposed, not oneself; Brit. off colour; informal laid up, under the weather; Austral./NZ informal crook

Nauseous, nauseated, queasy, bilious, green about the gills; seasick, carsick, airsick, travel-sick; informal about to throw up

(informal) Disappointed, depressed, dejected, despondent, downcast, unhappy; angry, cross, annoyed, displeased, disgruntled; informal fed up; Brit. informal cheesed off

Bored, tired, weary; informal fed up

(informal): Macabre, black, ghoulish, morbid, perverted, gruesome, sadistic, cruel

Source: Oxford

همانطور که در بالا مشاهده می کنید این ill دارای ۳ نقش دستوری اسم، صفت، و قید است ولی  sick تنها نقش صفت را دارد، بنابراین مقایسه و بررسی تفاوت های این دو واژه براساس نقش صفتی آنها می باشد. معنی که در ظاهر از این دو واژه استتباط می شود همان بیماری و یا مریضی و یا حالتی از خوب نبودن وضعیت سلامت شخص می باشد. هر دو واژه sick و ill در زبان انگلیسی بعد از افعالی مانند be، become، feel، look، و یا seem بکار می روند  به مثال های زیر توجه کنید:

I was ill yesterday, but I’m fine today

دیروز بیمار بودم، اما امروز خوبم.

Mike looks ill. I don’t know what’s wrong with him

به نظر می رسد مایک بیمار باشد. من نمی دانم که چه مشکل (بیماری) ی دارد (چه بیماری دارد).

Mary felt sick so she decided to see a doctor last week

مری هفته گذشته احساس بیماری کرد بنابراین تصمیم گرفت تا پیش دکتر برود.

در زبان انگلیسی می توان از sick قبل از یک اسم استفاده کرد، اما معمولا در مورد ill چنین نیست و قبل از اسم از ill استفاده نمی شود. مثال:

 We were looking after a sick child in the morning, but we couldn’t find him

ما صبح به دنبال یک کودک بیمار می گشتیم، اما نتوانستیم او را پیدا کنیم.

توجه کنید که در مثال فوق نمی توان به جای sick child از ill child استفاده کنیم.

نکته دیگر اینکه در زبان انگلیسی بریتانیایی (بریتیش) sick به معنی “استفراق کردن” می باشد، اما در زبان انگلیسی آمریکایی بطور کلی به معنی “بد حال بودن” می باشد.


مطلب پیشنهادی : اشتباه رایج در استفاده از Tie

دیدگاه ها