ترجمه کلمه experiment

ترجمه کلمه experiment در زبان انگلیسی

ترجمه واژه experiment –  – علمی و پژوهشی

ترجمه کلمه experiment:

تجربه، آزمایش، آزمایش کردن، آزمون، امتحان کردن

مترادف ها:

Analysis, attempt, examination, experimentation, exercise, measure, observation, trial, study, research, procedure

 

کاربرد در جمله:

.My doctor conducted an experiment on me to see if I could walk again after the accident

دکترم بر روی من آزمایش انجام داد تا ببیند آیا من پس از تصادف باز هم میتوانم راه بروم یا خیر.

.Scientists have to share the results of their experiments with other scientists

دانشمندان موظفند نتیجه آزمایشات خود را با دیگر دانشمندان در میان بگذارند.

.This experiment is very dangerous for people

چنین آزمایشی برای انسانها بسیار خطرناک است.

.The cosmetics industry conducts millions of experiments on animals each year

هر ساله صنعت زیبایی بر روی حیوانات میلیون ها آزمایش انجام میدهد.

دیدگاه ها