افعال دو قسمتی با Mess ، معنا و نحوه استفاده از آن‌ها

یکی از موضوعات مهم زبان انگلیسی که برای بسیاری از زبان‌آموزان، مخصوصا زبان‌آموزان مبتدی چالش برانگیز است، کسب شناختی صحیح درباره افعال دو قسمتی یا phrasal verbs است. به همین خاطر در این گفتار با یکدیگر بعضی از مهم‌ترین افعال دو قسمتی با mess را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

منظور از افعال دو قسمتی با mess دسته‌ای از افعال‌اند که دارای دو بخش، یکی فعل یعنی mess و دیگری حرف اضافه هستند. و ترکیب این دو قسمت است که معنایی مستقل از هر کدام از دو بخش را تولید می‌کند..

آشنایی با پرکاربردترین افعال دو قسمتی با Mess

در ادامه با هم تعدادی از افعال دو قسمتی که با mess ساخته شده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهیم. توجه داشته باشید که تعداد افعال دو قسمتی با mess محدود است ولی هر کدام معنای مختلفی دارند.

فعل Mess about (شیطنت کردن و رفتار نامناسب از خود بروز دادن)

این فعل دارای چندین کاربرد است.

اولین کاربرد این فعل به صورت بدون مفعول یعنی mess about استفاده می‌شود. معنای این فعل «شیطنت کردن و رفتار نامناسب از خود بروز دادن» است. مثال:

You need to react properly when children mess about.

«وقتی کودکان رفتار نامناسب از خود بروز می‌دهند، شما باید برخورد مناسبی داشته باشی.»

دومین کاربرد این فعل به صورت نیز بدون مفعول یعنی mess about است. معنای این فعل «با کسی رابطه‌ای نه چندان جدی و غیرمتعهدانه داشتن» است. مثال:

Jack and Jill broke up. They were just messing about.

«جک و جیل با هم قطع رابطه کردند. آن‌ها فقط رابطه‌ای سطحی با یکدیگر داشتند..»

فعل Mess around

این فعل نیز دارای چندین کاربرد است.

اولین کاربرد این فعل به صورت mess around with something است. معنای این فعل «با چیزی ور رفتن» است. مثال:

messed around with my phone but I couldn’t fix it.

«من با گوشی‌ام ور رفتم ولی نتوانستم آن را تعمیر کنم.»

دومین کاربرد این فعل نیز به شکل mess around with something است. معنای این فعل «با چیزی سَرسَری کار کردن و جدی نگرفتن آن» است. مثال:

The worker messed around with electricity and got electrocuted.

«کارگر با برق شوخی کرد و دچار برق گرفتگی شد.»

فعل Mess up

این فعل یکی از پرکاربردترین فعل‌های دو قسمتی است و دارای معانی متعدد است.

اولین کاربرد این فعل به صورت mess up some activity است. معنای این فعل «خرابکاری کردن» است. مثال:

messed up fixing the car myself so I had to overpay.

«من در تعمیر اتوموبیل خرابکاری کردن و مجبور شدم بیش از اندازه پول پرداخت کنم.»

دومین کاربرد این فعل به شکل mess up something است. معنای این فعل «نظم چیزی را به هم زدن» است. مثال:

The kids ran into my room and messed everything up.

«بچه‌ها داخل اتاقم دویدند و نظم همه چیز را بر هم زدند.»

سومین کاربرد این فعل به صورت mess up someone است. معنای این فعل «کسی را گیج کردن» است. مثال:

Asked you a question but instead on answering it you just messed me up.

«من از تو سؤالی پرسیدم ولی به جای جواب دادن فقط مرا گیج کردی.»

چهارمین کاربرد این فعل نیز به صورت mess up someone است. معنای این فعل «از کسی زورگیری کردن و به اون آسیب زدن» است. مثال:

He was late on rent so the owner messed him up a little.

«او در پرداخت کرایه تأخیر کرده بود. به همین خاطر مالک او را کمی گوشمالی داد.»

بخوانید: ساختار انواع جمله‌های شرطی انگلیسی را بشناسید

فعل Mess with

این فعل نیز دارای چندین کاربرد است.

اولین کاربرد به صورت mess with something است. معنای این فعل «چیزای را دستکاری کردن» است. مثال:

I messed with the new car’s controls. Everything is out of order now.

«ما کنترل‌های اتوموبیل جدید را دستکاری کردم. حالا همه چیز به هم ریخته است.»

دومین کاربرد این فعل به شکل mess with someone است. معنای این فعل «با کسی شوخی کردن یا او را سر کار گذاشتن (دوستانه یا غیر دوستانه)» است. مثال:

His friends messed with him by hiding his car keys.

«دوستان او با پنهان کردن کلید‌های اتوموبیلش او را سر کار گذاشند.»

دیدگاه ها