travel

اشتباه رایج در استفاده از Tired (خسته)

در این پست در مورد واژه “ Tired ” به معنی “ خسته ” چند نکته ای را خدمت شما ارائه می کنم که امیدوارم برای شما مفید باشد و بتواند به درک بیشتر این واژه در ذهن شما کمک کند.

نکته اول در مورد”Tired” این است که این لغت از لحاظ گرامری نقش صفت را دارد. معنی Tired و در دیکشنری فارسی و انگلیسی بصورت زیر آمده است، البته معنی واژه Tire که نقش فعل را دارد نیز به همراه آن بیان شده است:

خسته و خسته بودن – Tire & Tired

Tire: 

خسته کردن ، خسته ، از پا در آمدن ، فرسودن ، لاستیک چرخ ، لاستیک زدن به

Tired: 

خسته ، خسته و کوفته، سیر ، بیزار ، کسل ، بی حال
معانی مختلفی که برای این دو واژه در فرهنگ لغت انگلیسی یه انگلیسی آکسفورد ذکر شده به همراه چندین مثال برای درک بهتر آن به صورت زیر می باشد:

Tire: / tʌɪə/

▶  verb
the ascent grew steeper and he began to tire: GET TIRED, weaken, grow weak, flag, droop.
the journey had tired him: FATIGUE, tire out, exhaust, wear out, drain, weary, wash out, overtire, enervate; informal knock out, take it out of, do in, fag out, wear to a frazzle; Brit. informal knacker.
they tired of his difficult behaviour: WEARY, get tired, get sick, get bored; informal get fed up, have had something up to here.

Tired: / tʌɪəd/

▶  adjective
in need of sleep or rest; weary.
(of a thing) no longer fresh or in good condition.
▶boring or uninteresting because overfamiliar: tired clichés.
▶(tired of) bored or impatient with

Source: Oxford

اشتباهات رایج در زبان انگلیسی – Common Mistakes in English – خسته – Tired of

نکته مهمی که در این پست بیشتر روی آن تاکید داریم به کاربرد این واژه در موقعیتی مربوط می شود که بخواهیم خستگی کسی و یا چیزی را از چیزی و یا کس دیگری بیان کنیم. همانطور که می دانید برای بیان چنین مفهومی باید از حرف اضافه استفاده کنیم. حرف اضافه مورد نیاز برای این منظور of است که برخی به اشتباه از حرف اضافه from استفاده می کنند که باید بسیار دقت کنید که مرتکب چنین اشتباهی نشوید. بنابراین:

خسته از  … : 

 Tired  from ×

 Tired of✓

به چند مثال در این زمینه توجه کنید:

 They are tired from eating boiled eggs ×

 They are tired of eating boiled eggs

آنها از خوردن تخم مرغ های آب پز خسته شده اند.

 I am tired from watching horror movies especially at night ×

 I am tired of watching horror movies especially at night

من از تماشای فیلم های ترسناک به ویژه در شب خسته شدم (من حوصله تماشای فیلم های ترسناک بویژه در شب را ندارم).

 Stacy is tired from his new boss, that’s why she never wants to see her ×

 Stacy is tired of his new boss, that’s why she never wants to see her

استیسی از رئیس جدید خود خسته است (حوصله او را ندارد)، به همین دلیل است که هرگز نمی خواهد او را ببیند.

 We became tired from chemistry while our new teacher is so strict ×

 We became tired of chemistry while our new teacher is so strict

ما از شیمی خسته شدیم بخاطر معلم جدیدمان که خیلی سختگیر است.


مطلب پیشنهادی : Say , Tell , Speak , Talk

دیدگاه ها